السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : شريعت )
46
نمونه هاى ايثار 2 - حضرت زينب ( س ) ( فارسى )
گرفت و به يادشان آورد كه آنها رشتهء خود را پنبه كردند و عهد خود را شكستند و آنچه را كه ساخته بودند هم ، به دست خويشتن نابود كردند و اشارت كرد كه آنها پس از كشتن حسين عليه السلام برده و بندهء شاميان شدند در حالى كه پيش از آن مدتهاى مديد با شاميان در ستيز بودند . زينب عليها السلام گفت : « اما بعد ، اى كوفيان ! اى اهل نيرنگ و فريب و ستم ، هان اشكهاى شما هيچگاه خشك نشود و بند نيايد . مثل شما مثل آن زنى است كه رشتهء خود را پس از آنكه چيزكى شد پنبه كرد ، سوگندشكنانى هستيد كه سوگندتان را اعتبار مىنهيد . . . » سپس كوفيان را رسوا كرد و صفات زشت آنها را كه موجب اين شكست خفتبار شد برايشان شمرد كه آنها را آلت دست دشمنانشان كرد و در نهايت امامشان را به دستخود كشتند ، و بعد گفت : « شما را جز لاف و فريب و دشمنى نيست . همچون كنيزكان شيرينزبانيد و چون دشمنان سخنچين ، بسان چراگاه خرمى هستيد كه روى لجنزار دامنسبز گسترده است . و مثل نقرهاى هستيد كه قبر را بدان اندودهاند ( ظاهرى زيبا و باطنى زشت داريد ) . راستى كه بد توشهاى براى خود پيشفرستادهايد كه خشم خدا بر شما باد و در عذاب الهى جاودان مانيد » . آنگاه براى آنكه باطن آنها را بيدار كند همچنان درهمشان كوفت و با اشاره به گريههاى دور از مسئوليتشان فرمود :